تبلیغات
سایت کشاورزی - الگوهای توسعه كشاورزی
بازدید امروز : 65
بازدید دیروز : 67
بازدید این ماه : 780
بازدید ماه قبل : 804
کل بازدید : 38016
سایت آموزشگاه کامپیوتر

مهندس مهدی رحیم پور

اقتصاددانان معتقدند كه رشد كشاورزی برای صنعتی شدن و توسعه كل اقتصاد خیلی مهم (اگر نگوییم پیش نیاز آن) می باشد. با وجود این، بررسی جریان رشد كشاورزی در خارج از پیرامون، مشغله فكری اكثر اقتصاددانان توسعه قرار گرفته است. به طوری كه، هم تغییرات فنی و هم تحولات نهادی كشاورزی به منزله عوامل برون زا در الگوی آنها منظور شده است.

از دیدگاه تاریخی، مساله توسعه كشاورزی، تبدیل بخش كشاورزی ایستا به یك كشاورزی پویای نوین نیست، بلكه سرعت بخشیدن به آهنگ رشد تولیدات كشاورزی و كارایی آن و متناسب ساختن آن با رشد سایر بخش های یك اقتصاد در حال نوین شدن می باشد (دوری از الگوی اجبار به پیشرفت در الگوهای توسعه ای). لذا، یك نظریه رشد كشاورزی باید دیدگاهی از فرآیند رشد كشاورزی ـ طرز تغییر منابع توسعه اقتصادهایی كه در آن میزان تولیدات كشاورزی با نرخ یك درصد و یا كمتر در سال رشد دارند، تا اقتصادهایی كه در آنها تولیدات كشاورزی با نرخ چهار درصد و یا بیشتر در سال رشد می كند ـ فراهم آورد.

در این قسمت، اقدام به بررسی نظریه های توسعه كشاورزی می گردد، نظریه هایی كه به طور صریح و یا تلویحی در نوشته های مربوط به توسعة كشاورزی و توسعة اقتصادی منعكس شده و روندهای آن در قالب یكی از شش روش عمومی تقسیم بندی گردیده است كه شامل الگوهای:

1- بهره برداری از منابع 2- حفاظت منابع 3- محل و موقعیت 4- نشر  5- نهاده های پربازده 6-  نوآوری القایی می شود. باید گفت نگاه به الگوها به منزله مراحلی از جریان توسعه كشاورزی نبوده بلكه طوری طراحی شده اند تا نمایانگر تغییر منابع رشد در جریان توسعه كشاورزی باشند، یادآوری می شود كه در  اكثر كشورها، برای رشد كشاورزی از همه منابع مشخص شده در هریك از الگوهای فوق به شكل تركیبی استفاده می شود.

دقت در الگوهای فوق الذكر بازگوكننده این حقیقت است كه اتخاذ هرگونه سیاست مكان گزینی و فضاسازی جهت ارایه خدمات ترویجی در زمینه كشاورزی و روستایی مستلزم تعیین محوریت مدلها یا الگوهای توسعه كشاورزی است تا بر اساس آن نوع مكان گزینی و فضاسازی بهینه تعیین گردد و بالطبع نوع خدمات ترویجی قابل عرضه و شیوه های ارایه آن مشخص شود.

الگوی بهره برداری از منابع

محوریت اصلی فعالیت این الگو، در بهره مندی از منابع تولید كشاورزی است كه تا حال مورد استفاده قرار نگرفته اند، به عنوان مثال می توان به زمین های جدیدی اشاره كرد كه تا حال زیر كشت نرفته و مورد بهره برداری واقع نشده اند. كشف سرزمینهای جدید نظیر آمریكای شمالی و جنوبی و استرالیا و محدودیت سكونتگاه های انسانی تا قبل از جنگ دوم جهانی از مهمترین عوامل توسعه الگوی بهره برداری از منابع بوده است. الگوی بهره برداری از منابع با مطرح شدن دو نظریه جدید با نامهای خوراك غالب و دریچه ای برای خروج مازاد رونق بیشتری به خود گرفت.

نظریه خوراك غالب بیان می دارد كه تمركز روی محصول یا محصولات خاص جهت مصرف، تجارت یا صادرات، از تاثیر ویژه ای بر شكل دهی توسعه اقتصادی برخوردار است. زیرا از یك طرف تولیدكنندگان را تشویق به تولید بیشتر كرده و از طرف دیگر سرمایه ارزنده ای را وارد منطقه می نماید.

نظریه دریچه ای برای خروج مازاد بیان می دارد كه وجود مازاد زمین و ظرفیت اضافی نیروی كار، كشاورزان سنتی را قادر خواهد ساخت كه با وجود ضرایب فنی نسبتا ثابت، بر اثر پیدایش بازارهای جدیدی كه بوسیله كاهش هزینه های حمل و نقل و افزایش امكانات رفاهی برایشان باز می شود، میزان تولیدات خود را افزایش دهند. در گذشته، در بعضی از نواحی، بهره برداری از منابع طبیعی، در راستای الگوی بهره برداری از منابع، منشأ اصلی توسعه كشاورزی و توسعه اقتصادی بوده است، ولی در حال حاضر، در تعداد كمی از نواحی جهان، توسعه در راستای الگوی بهره برداری از منابع را می توان به عنوان منشأ موثر توسعه تلقی كرد. در قرن حاضر، شاهد گذشتن از دوره ای كه در آن بخش زیادی از افزایش تولیدات كشاورزی حاصل افزایش سطح زیر كشت بوده، به دوره ای هستیم كه در آن قسمت اعظم افزایش تولید ناشی از افزایش تراكم كشت می باشد.

توجه اصلی متفكرین الگوی بهره برداری از منابع، بررسی شرایطی بود كه در آن منابع طبیعی بدون استفاده، جهت افزایش رشد تولیدات كشاورزی به كار گرفته شده، همچنین جریاناتی كه بتوانند مازاد كشاورزی را برای توسعه كل اقتصاد مورد استفاده قرار دهند، لذا الگوی بهره برداری از منابع طبیعی در زمانی كه از منابع استفاده كامل می شود، پاسخی برای این سوال كه چگونه باید بهره وری زمین و نیروی انسانی را افزایش داد، ارایه نمی كند. توسعه كشاورزی بر اساس این الگو، در بلند مدت قابل ادامه نیست و جهت رشد پایدار كشاورزی لازم است كه بعد از مراحل بهره برداری از منابع، اقدامات ذیل انجام پذیرد:

-     توسعه روشهای حفاظت از منابع.

-     جانشین كردن نهاده های صنعتی جدید (مثل كود شیمیایی) به جای سایر عوامل افزایش بهره وری خاك.

-     ایجاد و تولید ارقام جدید از محصولات.

در ایران طرح طوبی، متاسفانه نمونه ای از الگوی بهره برداری از منابع بوده است.

الگوی حفاظت

الگوی حفاظت در توسعه كشاورزی در پی پیشرفت های تولید محصولات زراعی و دامی در نتیجه انقلاب كشاورزی در انگلستان و نظریه های مربوط به تخلیه خاك دانشمندان آلمانی بوجود آمد و با اصول كاهش بازدهی نیروی كار و سرمایه به كار رفته در زمین در حالت برداشت معدن گونه گی، سنت های اخلاقی، زیبادوستی و فلسفه پیروی از طبیعت و همچنین حفاظت از محیط زیست در آمریكا تقویت گردید.

این الگو با مطرح شدن دو نظریه جدید با گرایش اقتصادی با نامهای نظریه بازده نزولی و نظریه كمیابی منابع از رونق تازه ای برخوردار شد.

نظریه بازده نزولی بیان می دارد كه افزایش برداشت از زمین یا سایر منابع با افزایش كاربرد عوامل تولید اضافه می گردد، چنین سیر صعودی تا مرحله خاصی ادامه داشته و بعد از آن از شدت آن كاسته شده و به مرحله كاهش خواهد رسید. نظریه كمیابی منابع نیز بیان می دارد كه منابع موجود در زیست بوم انسانی به دو دسته تجدیدشونده و تجدیدناشونده تقسیم شده و هیچ یك از این منابع موجود، دائمی نبوده و تمام شدنی می باشند، لذا افزایش بهره وری از منابع و شناخت منابع جایگزین از اصول اصلی تداوم حیات خواهد بود.

بر اساس دو نظریه فوق الذكر، الگوی حفاظت تلاش خود را در جهت افزایش بهره وری و استفاده صحیح از منابع در روند تولید كشاورزی صرف نموده است. الگوی حفاظت از نظر نوع نظریه پردازان معتقد به الگو، دارای زیر شاخه های چندی نیز می باشد و دو زیر شاخه بنیادگرایی حفاظت از منابع و تعادل گرایان حفاظت از منابع از مهمترین آنهاست.

زیر شاخه بنیادگرایی حفاظت از منابع نیز خود به دو زیر دسته متاخرین و متقدمین تقسیم بندی می شوند. بنیادگرایان متاخر معتقدند كه استفاده نابجا و ناآگاهانه از منابع سبب وارد كردن ضربات جبران ناپذیر در روند تولید كشاورزی شده است، به طوری كه در شرایط حاضر با حداكثر توان می بایست اقدام به جبران و ترمیم چنین روندهای تخریبی نمود.

بنیادگرایان متقدم اعتقاد دارند كه كشاورزی نظامی نسبتاً خودكفاست و نهاده های مصرفی برای تولیدات كشاورزی كم و بیش بوسیله خود بخش تامین می شود و نهاده های صنعتی از اهمیت چندانی نه در زراعتهای كاربر و نه در زراعتهای سرمایه بر برخوردار نیستند و افزایش بهره وری زمین عمدتاً از طریق استفاده از روشهای كاربر افزاینده بهره وری (مثل دادن كود سبز و تركیب زراعت با دامداری/ اصلاح اراضی مثل زهكشی و آبیاری/ تشكیل سرمایه در قالب دامداری و با كاشتن درختان میوه / و ...) انجام می گیرد.

تعادل گرایان حفاظت از منابع معتقدند كه نقطه ضعف بنیادگرایی حفاظت منابع و كوششهای اولیه جهت منطقی جلوه دادن اصول حفاظت منابع، ناشی از در نظر گرفتن اثرات كامل تغییرات فنی بر كاربری نهاده ها و بهره وری آنها در كشاورزی است. لذا نوعی پیوند بین شرایط طبیعی و مصنوعات صنعتی را با درنظرگیری و محوریت افزایش بهره وری بیان می دارند. توسعه كشاورزی در قالب الگوی حفاظت منابع، توانسته است در بسیاری از نقاط دنیا به طور پایدار رشد تولیدات كشاورزی را در حدود یك درصد در سال برای مدتی طولانی تضمین كند، از طرف دیگر بحرانهای ناشی از كمبود منابع خصوصاً انرژی عاملی جهت گرایشات جدید به این الگو شده است.

الگوی موقعیت

در الگوی حفاظت منابع، اثر اختلافات موقعیت بر توسعه كشاورزی عمدتاً جزو اختلافات عوامل محیطی، منظور می شد و توسعه بخش های غیركشاورزی، صریحاً در جریان توسعه كشاورزی وارد نمی گردید، لذا الگوی موقعیت در ابتدا جهت توضیح اختلافات جغرافیایی در موقعیت و تراكم كشاورزی، در یك اقتصاد صنعتی ارایه شد.

كوششهای ارایه شده در این زمینه از افكار فن تانن (1850-1783) جهت تعیین تراكم بهینه زراعت و سازماندهی بهینه مزارع و یا تركیب زراعت و دامپروری الهام گرفته شده است. وی نظریه رانت ریكاردو را تعمیم داده تا نشان دهد كه چگونه شهرنشینی، محل تولید محصولات كشاورزی را تعیین می كند و بر پرورش و تراكم كشت اثر می گذارد. نتایج الگوی موقعیت برای توسعه كشاورزی جدید، در نظریه اثر شهری ـ صنعتی شولتز در سال 1953 قالب بندی گردید، وی در شكل دادن به نظریه خود از الگوی تبدیل ساختار كلارك درخصوص توسعه كلی كشاورزی و از رویه فن تانن در مورد موقعیت زمین و اقتصاد آن، استفاده نمود.

شولتز، منطقی را ارایه داد كه نظریه اثر شهری ـ صنعتی را به صورت عملكرد موثرتر بازارهای محصولات و نهاده ها، در مناطقی كه توسعه شهری ـ صنعتی در مقایسه با مناطقی كه اقتصاد شهری به مرحله صنعتی وارد نشده، سریع تر است را ارایه می دهد. توجه اصلی او معطوف به ساختار ناقص بازارهای نیروی كار و سرمایه بوده است و بر نقش بخش شهری ـ صنعتی به عنوان منابع نهاده های جدید و موثرتر، تأكید دارد.

تأثیر رشد مناطق شهری ـ صنعتی، از طریق بازارهای بین بخشی محصول و نهاده، بر توسعه كشاورزی، از طریق این نظریه شناخته گردید، به طوری كه برخی از متخصصان توسعه اقتصادی این رابطه را پیش نیاز اصلی برای نوین كردن كشاورزی تلقی می كنند و برخی دیگر آن را به عنوان منبع استعمار درنظر می گیرند. در واقع دسترسی به مناطق شهری از یك طرف بر میزان تقاضای محصولات افزوده و انواع خاصی از محصولات را طلب می كند و از طرف دیگر با میزان بهره مندی از نهاده ها (نظیر استفاده از كود، بذر، ماشین آلات، میزان سرمایه گذاری در هریك از آنها و ...) اثر مستقیم خواهد داشت.

سیاست های توسعه بر اساس الگوی تاثیر مناطق شهری ـ صنعتی بر توسعه كشاورزی، دارای كاربرد كمی در كشورهای توسعه نیافته است، كشورهایی كه :

-     توزیع جغرافیایی فعالیتهای اقتصادی مهم نبوده و مسئله مهم، آغاز كردن و شتاب دهی به توسعه اقتصادی با سرعتی مناسب جهت جذب نیروی كار در حال افزایش است.

-     تكنولوژی لازم برای توسعه سریع كشاورزی در دسترس نیست.

-     رشد بیمارگونه مراكز شهری در نتیجه هجوم جمعیت از نواحی روستایی (سریع تر از رشد تقاضا برای كارگران غیرزراعی) شدید است. ولی  در كشورهای تازه صنعتی شده كه در آنها، امكان تصمیم گیری جهت انتخاب محل صنایع وجود دارد، این الگو اثرات چشمگیری بر توسعه كشاورزی خواهد داشت و سیاستهای مربوط به توسعه صنعتی در عدم تمركز صنایع خواهد توانست روابط موثری را بین بازار نهاده ها و محصولات فراهم سازد. در شرایط كشور ایران با توجه به تاكیدات به عمل آمده از برنامه دوم توسعه در بعد از انقلاب اسلامی، همچنین حركت به سمت ساماندهی صنایع و نوین سازی كشاورزی، باید دقت و تاكید ویژه ای بر این الگو داشت.

الگوی نشر

نشر روشهای موثر دامداری و ارقام مطلوبتر محصولات و دامها، منشأ مهمی جهت رشد بهره وری كشاورزی بوده است. مطالعات صورت پذیرفته درخصوص نشر وسیع گیاهان كشت شده و دامهای اهلی در زمان ماقبل تاریخ و در طول تمدن كلاسیك، همچنین مشاهدات كمی اختلافات عمده در بهره وری زمین و نیروی كار، بین كشاورزان مختلف در نواحی گوناگون (پیشرفته تا عقب مانده) منشأ توجه به الگوی نشر بوده است، به طوری كه راه توسعه كشاورزی بر اساس نظریه گسترش موثر دانش فنی، به منظور كاهش اختلافات بهره وری زمین كشاورزان مختلف می باشد. به نظر می رسد كه حتی در كشورهای برخوردار از كشاورزی پیشرفته، چنین فعالیتهایی بیشتر از فعالیتهای علمی انجام شده در ایستگاه های تحقیقاتی (حداقل تا اواسط قرن بیستم) به توسعه كارایی كشاورزی كمك كرده باشد.

الگوی نشر توسعه كشاورزی به عنوان پایه اصلی فكری برای كوشش های تحقیقی و ترویجی در مدیریت كشاورزی و اقتصاد تولید از زمان پیدایش اقتصاد كشاورزی (در نیمه دوم قرن 19 به منزله رشته ای كه علوم كشاورزی و اقتصاد را به هم پیوند می دهد) نقش داشته است.

پیشرفت هایی كه سبب توجه به برنامه های تحقیقی ـ ترویجی و مدیریت مزرعه گردید، در زمانی حاصل شد كه تحقیقات صورت پذیرفته در ایستگاه های تحقیقاتی تنها می توانستند نقش اندكی در رشد بهره وری كشاورزی داشته باشند. لذا مساله رشد اقتصادی، چه در مورد بنگاهی خاص و چه در مورد كل بخش كشاورزی، در چارچوب تنظیم مجدد نهاده های تولید در جهت افزایش محصول به ازای هر واحد نهاده در نتیجه بهبود كارایی در تخصیص نهاده های موجود، قویاً مورد توجه قرار گرفت.

متاسفانه قبول همگانی صحت این نظریه، همراه با مشاهده اختلافات شدید در كارایی كشاورزی بین كشورهای توسعه یافته و عقب مانده و اعتقاد راسخ به عدم تخصیص درست منابع توسط دهقانان، سبب جهت گیری نادرست در امر ترویج برای انتخاب روشهای توسعه كشاورزی در طول دهه 1950 گردید، هدف مجریان این برنامه ها، تبدیل زارعین سنتی به مردان اقتصادی بود كه بتوانند از فرصتهای تكنولوژیك موجود منطقی تر استفاده نمایند و در مقابل انگیزه های اقتصادی، منابع خود را تخصیص دهند.

با مشاهده شكست برنامه های فنی و توسعه منطقه ای در تسریع مدرن شدن مزارع سنتی و افزایش تولیدات كشاورزی كه به طور صریح و یا تلویحی بر اساس الگوی نشر تنظیم شده بود، محدودیت های الگوی نشر به عنوان اساسی برای طرح سیاست های توسعه كشاورزی مشهود گردید.

الگوی نهاده های پر بازده

 عدم كارایی سیاست های مبتنی بر الگوی نشر در دهه 1960 سبب شد تا فرضیات مربوط به در دسترس بودن یك سری تكنولوژی ها در كشاورزی كه می توانند به سادگی از كشورهای با كارایی زیادتر به كشورهای با كارایی كمتر نشر پیدا كنند و همچنین وجود عدم تعادل عمده در تخصیص منابع بین زارعین پیشرو و عقب مانده در كشورهای در حال توسعه، مورد آزمون مجدد قرار گیرد. نتیجه این آزمونها، ظهور دیدگاهی جدید بود كه تكنولوژی كشاورزی را مختص محل جغرافیایی معین می دانست و معتقد بود كه در اغلب موارد، فنون كشف شده در كشورهای پیشرفته، قابل انتقال به كشورهای توسعه یافته با شرایط آب و هوایی و منابع موجود نیست. همچنین شواهدی دال بر این كه افزایش كمی در بهره وری، تنها با تخصیص مجدد منابع در كشاورزیهای سنتی دهقانی بدست می آید، جمع آوری گردید.

این نظریه توسط شولتز در اثر گذار از كشاورزی سنتی معرفی شد، وی بیان می دارد كه در اكثر متون مربوط به علوم اجتماعی، رفتار اقتصادی دهقانان مبتنی بر فرض معیشتی بودن فعالیت آنهاست و فرض می شود كه روابط اقتصادی، اجتماعات دهقانی بر اساس ملاحظات وابستگی متقابل افراد به هم و نه بر اساس روابط بازاری، شكل می گیرد. وی معتقد است كه برخلاف نظر بالا، دهقانان در یك جامعه سنتی كشاورزی رفتار معقول اقتصادی دارند و منابع خود را به طرز موثری تخصیص می دهند و علت اینكه فقیر باقی می مانند این است كه فرصتهای فنی و اقتصادی اندكی جهت استفاده دارند. به عقیده شولتز، كلید انتقال یك بخش كشاورزی سنتی به یك منبع مولد توسعه اقتصادی، در سرمایه گذاری روی نهاده های پر بازده جدید موجود در دسترس دهقانان در كشورهای در حال توسعه است.

دلیل استقبال زیاد از الگوی نهاده های پر بازده و انتقال آن به نظریه های اقتصاد مدرن نیز عمدتاً مرهون موفقیت كوشش های مربوط به توسعه انواع غلات پر بازده مناسب مناطق استوایی بوده است. نتیجه این ارقام در افزایش تولید و درآمد به قدری زیاد بود كه آن را به اسم انقلاب سبز معروف ساخت. در واقع اهمیت الگوی نهاده های پر بازده در این است كه به نظر می رسد سیاست های مبتنی بر این الگو، در ایجاد یك نرخ بزرگ توسعه كشاورزی، برای ایجاد پایه ای جهت رشد كل اقتصاد متناسب با رشد جمعیت و درآمد نوین، موفق بوده است.

در شكل عمومی خود، این الگو به قدری كلی  است كه تمام اصول اساسی الگوهای حفظ محیط زیست، موقعیت و نشر توسعه كشاورزی را شامل می شود (سه نوع سرمایه گذاری با كارایی زیاد در توسعه كشاورزی را لازم می داند كه عبارتند از:

-     افزایش ظرفیت ایستگاه های تحقیقات كشاورزی جهت ایجاد معلومات فنی جدید

-     افزایش ظرفیت بخش صنعتی جهت كشف و تولید و بازاریابی نهاده های فنی جدید

-     افزایش ظرفیت زارعین در استفاده موثر از نهاده های نوین كشاورزی).

نتیجه منحصر به فرد این الگو در توسعه كشاورزی، همگانی كردن فنون و روشهای مصرف نهاده های جدید از طریق سرمایه گذاری های دولتی در تعلیمات و پژوهشهای علمی می باشد. شواهد مربوط به تاثیر سرمایه گذاری در نهاده های جدید پر بازده بر عدالت اجتماعی و ترضیع سطح زندگی در بخش روستایی، به اندازه تاثیر آن بر توسعه و افزایش بازده زمین و نیروی كار و نیز در افزایش محصولات كشاورزی نیست، لذا الگوی نهاده های پر بازده را نمی توان هنوز به عنوان یك نظریه كامل توسعه كشاورزی در نظر گرفت. مكانیزمی كه توسط آن به آموزش و پژوهش و سایر فعالیتهای اقتصادی بخش عمومی و خصوصی تخصیص یابد در الگو پیش بینی نشده است. در این الگو سرمایه گذاری در پژوهش منشاء بوجود آمدن فنون پر بازده موثر در جامعه می شود. این الگو، همچنین فرایندی را كه طی آن، تغییر نسبت نهاده ها به محصول، سبب تغییر در سرمایه گذاری مشترك جهت ایجاد ساختارهای زیربنایی اقتصادی لازم (مثل شبكه های آبیاری و زهكشی) تشكل پیدا می كنند را توضیح نمی دهد(اینكه كشاورزان در كشاورزیهای سنتی خود منطقی هستند دلیل بر تخصیص بهینه منابع خود در سطح جامعه نمی شود).

الگوی نوآوری القایی

نظریه نوآوری القایی، گامی عمده و فراتر از نظریه های موجود و كوششی در وارد كردن تغییرات فنی و نهادی به صورت متغیرهای درون زای مستقیم اقتصادی می باشد و بوسیله شرایط عرضه نهاده ها و تقاضا برای محصولات، راهنمایی شده و در ضمن برخوردار و متاثر از تاثیرات متقابل برگشتی بین تغییرات فنی و نهادی و منابع فرهنگی می باشد.

این الگو متاثر از چهار مولفه تكنولوژی، نهادها، زمینه های فرهنگی و وضعیت منابع طبیعی می باشد. در بحث تكنولوژی به دو تقسیم بندی تكنولوژی مكانیكی یا كاراندوز(جانشین شدن نیرو و ماشین را به جای نیروی كار ممكن می سازد) و تكنولوژی بیولوژیكی و شیمیایی یا زمین اندوز (جانشین شدن سایر نهاده ها را به جای زمین ممكن می سازد) تاكید می گردد.

در بحث نهادها، تاكید روی ماهیت نهاد (نهادها قوانین یك جامعه و یا سازمانهایی هستند كه رفتار مردم را بوسیله یاری دادن به آنها جهت ایجاد انتظاراتی كه هر كس می تواند به طور منطقی از سایر اشخاص داشته باشد، تنظیم می كنند،  نهادها رفتار اشخاص و گروه ها را نسبت به رفتار خود و رفتار سایرین مشخص می سازند و در واقع در مورد احترام به اعمال دیگران اطمینان می دهند و به انتظارات مردم در دنیای پیچیده و نامطمئن روابط اقتصادی نظم و ثبات می بخشند)، تغییر نهادی (نهادها نیز همانند تكنولوژی باید تغییر كنند، نهادهایی كه در ایجاد رشد در گذشته موفق بوده اند، ممكن است با گذشت زمان در خدمت حمایت از منافع صاحبان قدرت قرار گیرند و بدین ترتیب سدی بر سر راه توسعه ایجاد كنند، از طرف دیگر تغییر در مقادیر نهاده ها و تقاضا برای محصولات هم به همان اندازه بر تغییرات نهادی موثر می باشد. عرضه نوآوریهای نهادی شدیداً تحت تاثیر هزینه های ایجاد رضایت اجتماعی قرار دارد و پیشرفت دانش در علوم اجتماعی می تواند هزینه تغییرات نهادی را تا حدی مشابه پیشرفت علوم طبیعی تعدیل كند).

در برخی از موارد تقاضا برای نوآوری نهادی، بوسیله انواع جدید حقوق مالكیت، نهادهای بازاری كارآ یا تغییرات تكاملی حاصل از پیمانكاری مستقیم بوسیله افراد در سطح اجتماعات یا بنگاه تامین می شود. در سایر حالات منابع عظیم سیاسی می باید اعمال شود تا نهادهای غیربازاری طوری تنظیم گردند كه عرضه كالاهای عمومی را تامین نمایند.

باید توجه داشت كه عرضه نوآوری نهادی، شدیداً بستگی به ساختار قدرت و یا تعادل بین گروه های قدرت در جامعه دارد، اگر تعادل قدرت در جامعه به گونه ای باشد كه كوشش های سیاست گذاران برای معرفی نوآوری نهادی با نرخ بازده بزرگ اجتماعی، حاوی اعتبارات بیشتر و پشتیبانی سیاسی گسترده تر باشد، آنگاه می توان انتظار داشت كه یك نوآوری نهادی مطلوب اجتماعی واقع شود بحث می گردد.

زمینه های فرهنگی، شامل مذهب و ایدئولوژی، تاثیر زیادی بر عرضه نوآوری های نهادی دارند و در برخی موارد سبب كم شدن هزینه های تغییرات نهادی می گردند، ایدئولوژی همچنین می تواند هزینه بسیج فعالیتهای دسته جمعی را برای تغییرات نهادی كاهش دهد.

منظور از مولفه وضعیت منابع طبیعی، در روند تولید، میزان غنا یا كمیابی عوامل تولید و هزینه های دسترسی به آن است.

در الگوی نوآوری القایی، فاكتورهای مطرح در هر پنج الگوی قبلی به صورت مستقیم یا غیرمستقیم در نظر گرفته شده است ولی محوریت چنین فرآیندی به صورت عوامل بیرونی متاثركننده وضعیت اقتصادی تولیدكنندگان یعنی تكنولوژی و نهادهای تولیدی و مدیریتی ذكر می گردد.

با توجه به خلاصه فوق الذكر و شرایط خاص كشاورزی كشور، وضعیت ویژه محیط های كشاورزی، نوع تاثیرات محیط های عمومی و صنعتی، همچنین الزامات مطرح درخصوص طرح ساماندهی، الگوی تركیبی نسبت به سایر الگوها، الگوی مناسب تری به نظر می رسد. درخصوص هریك از برنامه ها و فعالیتهای مرتبط با ترویج و آموزش كشاورزی، متاسفانه شاهد حداقل بهره مندی از الگوهای مرتبط با توسعه كشاورزی بوده‌ایم و این امر درخصوص روندهای بالادست (فعالیتهای وزارتخانه) و روندهای پایین دست(نظیر استقرار شبكه ترویج و مشاركت مردمی) صادق خواهد بود.

غالب اشارات صورت پذیرفته در این خصوص در حد عبارات شعارگونه برنامه پسند، تعریف شده است. جهت بهره مندی عملی از این الگوها (بهره مندی از الگوی مناسب پیشنهادی) و عملیاتی كردن اركان الگو، تعریف پذیر نمودن آن در معادله هدف ـ پیامد در ابعاد مختلف، توصیه می گردد.



نوشته شده توسط مهندس محمود میرزائی چلک در سه شنبه 7 تیر 1390 و ساعت 11:47 ق.ظ [+] | نظرات ()
»» بیوتکنولوژی در کشاورزی چیست؟»» آشنایی با خواص کلم بروکلی»» مساحی و نقشه برداری با کمترین خطا در کمترین زمان بدون مراجعه به زمین زراعی»» چرا زنبورها پس از نیش زدن می میرند ؟»» شلغم»» خواص دارچین چیست؟»» زنگ زرد»» معرفی و خواص شیرین بیان»» NOD32 Antivirus v5.0.84.0»» معجزه خداوند در قرآن کریم سبب گرایش دانشمند مشهور آمریکایی به دین اسلام»» فراخوان مقاله اولین همایش تخصصی توسعه کشاورزی استانهای شمالغرب کشور»» کشت خیار گلخانه ای »» الگوهای توسعه كشاورزی»» خواص دارچین»» فلفل دلمه ای»» آزولا»» خواص دارویی گیاه بومادران»» کنجد »» درخت کاکائو»» پرورش بن سای bonsai »» گل گلایول»» تقویم سال 1390»» نحوه كاشت درختان سردسیری (سیب ، مو ، گردو ، گلابى ، زردآلو ، بادام ، هلو)»» نرم افزار خوشنویسی میرعماد»» برنامه مدیریت مطب،كلینیك،درمانگاه ، آزمایشگاه و پذیرش بیمارستان و تهیه دیسكت بیمه»» خواص دارویی زرشك»» هیپنوتیسم و کاربردهایی برای درمان»» دانلود رایگان نرم افزار آزمون آیین نامه راهنمایی و رانندگی»» NOD32 Update backupper V 0.1»» شاهدانه یا به زبان محلی خودمان چتنه
Copyright © 2007- www.avasabz.tk

بورس لباس زنانه ماوی
نظر شما در مورد مطالب سایت؟